مجتبى ملكى اصفهانى
131
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
بيان مىكرد و چون ما را از اين بناى عقلا منع نكرده و طريق مخصوص را بيان نكرده ، ما قطعا مىفهميم كه بناى شارع نيز همان بناى عقلا است . « 1 » اصل مثبت هرگاه با اجراى اصل ، اثرى عقلى ، يا عادى ، يا شرعى با واسطه اثر عقلى و عادى را بر موضوعى مترتب كنيم ، اصل را مثبت گويند . - توضيح مطلب : هر موضوعى كه اثر شرعى دارد و بخواهيم آن اثر را برآن موضوع مترتب كنيم ، بايد موضوع را از طريق قطع يا اماره معتبر يا اصل احراز كنيم . براى هر موضوعى نيز چهار جهت مترتب است ؛ 1 - لازم . 2 - ملزوم . 3 - ملازم . 4 - مقارن . مثلا حيات خالد ملزوم است و تنفس و تغذيه و لباس پوشيدن و روييدن ريش از لوازم عقلى و عادى و تنفس نسبت به روييدن ريش ملازم و اگر علم اجمالى به مرگ خالد و بكر حاصل شود ، مرگ هركدام در مقايسه با حيات ديگر ، مقارن است . اكنون ، اگر موضوع از طريق قطع احراز شود ، تمام جهات فوق برآن مترتب مىشوند ، زيرا شكى نيست كه قطع به هر چيز ، مستلزم قطع به تمام لوازم آن است . بنابراين ، هركدام از اين جهات چهارگانه كه داراى اثر شرعى باشند ، آن اثر مترتب مىشود ، و به عبارت ديگر : همان گونه كه نفس موضوع بالوجدان
--> ( 1 ) اين بحث از كتاب اصول الفقه مرحوم مظفر ، ج 1 ، ص 28 - 25 بيان شده .